علت نامگذاری حضرت فاطمه (س) به زهرا

ابوهاشم عسکرى گوید: از حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) پرسیدم که به چه مناسبت حضرت فاطمه را ((زهرا)) نامیده اند؟ فرمود:

به خاطر آن که چهره اش از اول صبح براى امیرالمؤمنین (علیه السلام) به سان خورشید درخشان و به هنگام زوال مانند ماه نورانى و به هنگام غروب مانند ستاره درخشان روشن مى شد(1)


 (1)فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شادمانى دل پیامبر، ص 256.

منبع:۳۶۰ داستان از فضایل مصائب و کرامات فاطمه زهرا (س)،عباس عزیزى

منبع:http://ahlelbeat.ir/

خواستگارى امام على (ع) از حضرت فاطمه (س)

سال دوم هجرت بود. در این هنگام على (علیه السلام) بیست و پنج سال داشت ، و حضرت زهرا (سلام الله علیها) نه سال داشت . على (علیه السلام) شخصا به حضور پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد و از فاطمه (سلام الله علیها) خواستگارى کرد.
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام) فرمود: قبل از تو مردانى از فاطمه (سلام الله علیها) خواستگارى کرده اند و من خواستگارى آنها را به فاطمه (سلام الله علیها) گفته ام ، ولى از چهره اش ‍ دریافتم که آنها را نمى پسندد، اکنون پیام تو را نیز به او مى رسانم و بعد نزد تو آمده و نتیجه را مى گویم .
پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) وارد خانه شد و جریان خواستگارى على (علیه السلام) را به سمع فاطمه (سلام الله علیها) رسانید و فرمود: نظر تو چیست ؟
فاطمه (سلام الله علیها) سکوت کرد، و چهره اش تغییر ننمود و پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) از چهره او نشانه نارضایتى نیافت ،

پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) برخاست و در حالى که مى گفت :

الله اکبر سکوتها اقرارها؛ خدایا از همه چیز بزرگتر است ، سکوت او نشانه اقرار او است(1)

پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) به حضور على (علیه السلام) آمد، و بشارت رضایت فاطمه (سلام الله علیها) را به على (علیه السلام) داد(2)


(1)وسائل الشیعه ، ج 14، ص 207.
(2)داستان دوستان ، ج 4، ص 274.

منبع: ۳۶۰ داستان از فضایل مصائب و کرامات فاطمه زهرا (س)،عباس عزیزى

منبع:http://ahlelbeat.ir/

احادیث حضرت فاطمه سلام الله علیها

احادیث حضرت فاطمه سلام الله علیها (1)

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام فرمودند:

فَجَعَل الاِیمَانَ تَطْهیرا لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ وَالصَّلاهَ تَنْزیها عَنِ الْکِبْرِ، وَالزَّکَاهَ تَزْکِیهً لِلنَّفْسِ، وَنِماءً فِى الرِّزْقِ؛

خداوند ایمان را مایه پاکیزگى شما از شرک قرار داد و نماز را مایه دور شدن شما از تکبر قرار داد و زکات را بخاطر پاکیزگى جان و روان و افزایش روزى واجب کرد.نهج الحیاه، ص ۱۰۲

*********************

روزى حضرت على علیه ‏السلام به حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتند: آیا غذایى در خانه هست تا بخورم؟ حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتند:.

ما کان شَیْى‏ءٌ اُطْعِمْناهُ مُذْ یَوْمَیْنِ اِلاّ شَیْىٌ‏ء کُنْتُ اُو ثِرُکَ بِهِ عَلى نَفْسى وَ عَلى ابْنَىَّ هذَیْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ. فَقالَ عَلِىٌّ علیه‏السلام: یا فاطِمَهُ اَلاّ کُنْتِ اَعْلَمْتینى فَاَبْغیکُمْ شَیْئا؟ فَقالَت علیهاالسلام: یااَبَاالْحَسَنِ اِنّى لَأَسْتَحى مِنْ‏اِلهى اَنْ تُکَلِّفَ نَفْسَکَ ما لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ؛

آنچه که در دو روز گذشته خورده‏‌اید غذایى بوده که من و دو فرزندم ـ حسن و حسین ـ نخورده و براى شما نگه داشته بودیم. حضرت على علیه‏ السلام گفتند: چرا به من اطلاع نداده بودی تا براى شما غذایى تهیه کنم؟ حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتند: اى ابوالحسن! من از خداى خود شرم دارم که خودت را به خاطر آنچه که نسبت به آن توانایى ندارى به زحمت اندازى.تفسیر فرات کوفى: 83

*********************

 حضرت فاطمه علیهاالسلام گویند: شنیدم پیامبر اکرم صلّى‏ اللّه‏ علیه ‏و ‏آله مى‏ فرمودند:

اِنَّ فِى ‏الْجُمْعَهِ لَساعَهٌ لا یُراقِبُها رَجُلٌ مُسْلِمٌ یَسْأَلُ‏ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ فیها خَیْرا اِلاّ اَعْطاه… وَقالَ هِىَ اِذا تَدَلّى نِصْفُ عَیْنِ الشَّمْسِ لِلْغُروبِ… وَکانَتْ فـاطِمَهُ علیهاالسلام تَقُولُ لِغُلامِها: اِصْعَدْ عَلَى الضَّرابِ ـ الظراب ـ فَاِذا رَأَیْتَ عَیْنَ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَاءَعْلِمْنى حَتّى اَدْعُوَ؛
در روز جمعه ساعتى است که هرکس آن را مراقبت کند و در آن لحظه دعا کند دعایش مستجاب شود، و آن زمانى است که نیمى از خورشید غروب کرده باشد. حضرت فاطمه علیهاالسلام براى درک آن ساعت به خدمتکارش مى ‏گفت: بر فراز بلندى برو و هرگاه دیدى نیمه خورشید غروب نمود مرا خبر کن تا دعا کنم.معانى الاخبار: 399

*********************

 سلمان مى ‏گوید:

روزى دیدم فاطمه علیهاالسلام نشسته و در پیش رویش آسیابى بود که با آن جو آرد مى‏ کرد و بر دسته آسیاب خون جارى بود و حسین علیه ‏السلام نیز در گوشه خانه گریه مى ‏کرد. گفتم: اى دختر پیامبر خدا دستانت تاول زده است در صورتى که فضه حاضر است ـ و مى ‏تواند کمک کند ـ. حضرت فرمودند:

اَوْصانى رَسُولُ‏ اللّه‏ِ صلّى ‏اللّه‏ علیه ‏و ‏آله اَنْ تَکُونَ الْخِدْمَهُ لَها یَوْما وَ لى یَوْما فَکانَ اَمْسِ یَوْمَ خِدْمَتِها.
پیامبر خدا صلّى‏ الّله‏ علیه ‏و ‏آله به من توصیه نموده که یک روز او کار کند و یک روز من و دیروز نوبت او بوده است.خرایج و جرایح: 530

********************* 

ام سلمه مى‏ گوید:

تَزَوَّجَنى رَسُولُ ‏اللّه‏ ِصلّى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله … وَ فَوَّضَ اَمْرَابْنَتِهِ اِلَىَّ فَکُـنْتُ اَدُلُّها وَ اُؤَدِّبُها. وَکانَتْ وَاللّه‏ِ ادَبُ مِنّى وَ اَعْرَفُ بِالاَْشْیاءِ کُلِّها؛
وقتى پیامبر خدا صلّى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله با من ازدواج نمود، دخترش ـ فاطمه علیهاالسلام ـ را به من سپرد. من نیز آداب زندگى را به او مى‏ آموختم، و به خدا قسم او خود از من آگاه‏تر و به همه چیز آشناتر بود.دلائل الامامه: 82

*********************

حسن بصرى مى‏ گوید:

ما کانَ فى هذِهِ الأُمَّهِ اَعْبَدُ مِنْ فاطِمَهَ علیهاالسلام کانَتْ تَقُومُ حَتّى تَتَوَرَّمَ قَدَماها؛
در میان امت اسلام، کسى خداپرست ‏تر از فاطمه علیهاالسلام نبود. آن قدر به نماز مى ‏ایستاد که قدم‏ هایش ورم مى‏ کرد.مناقب، ج 3، ص341

*********************

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فقط الگوی بانوان مسلمان نیست

میلاد دختر پاک سرشت رسول خدا صلی الله علیه و آله را روز زن نامیده اند تا همه بدانند که فاطمه الگوی و اسوه زنان عالم است.  آیا چنین است؟   ابتدا نگاهی کوتاه به زندگی بانوی دو عالم بیندازیم :


فاطمه در آغازین سالهای دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله چشم به جهان گشود. کودکی او با مشکلات و سختیهای آغاز رسالت همراه بود. او سه سال در شعب ابوطالب با پدرش همراه بود. فاطمهسلام الله علیها  در زمانی که مشرکان رسول خدا را آزار می دادند پدرش را عاشقانه نوازش و پرستاری می نمود و زخمهایش را مداوا می نمود.  او خواستگاران فراوانی از میان صحابه داشت که برخی سرشناس و ثروتمند بودند. اما فاطمهسلام الله علیها علی علیه السلام  را با وجود فقر او برای خود پسندید زیرا  او را  جوانی با ایمان و متعهد یافت. فاطمهسلام الله علیهاعاشقانه علی علیه السلام را دوست می داشت. او خودش را برای محبوبش می آراست و معطر می نمود. علی علیه السلام نیز جز فاطمهسلام الله علیها آرامگاهی نداشت. در روایت است هنگامی که علی علیه السلام  به فاطمه سلام الله علیها می‌نگریست، غم و اندوهش برطرف می‌شد. فاطمه خانه را برای همسرش می آراست و با دست مبارکش برای اهل خانه نان می پخت. فاطمهسلام الله علیها هیچگاه از همسرش چیزی طلب نکرد که در توان او نباشد. او هیچگاه از همسرش نافرمانی نکرد علی علیه السلام  نیز آنگونه که شایسته همسر مهربانش بود با او رفتار می نمود. علی علیه السلام  خود می گوید:

بخدا سوگند که او را به خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید نکردم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.

ساده زیستی فاطمهسلام الله علیها نیز زبانزد مردمان بود. مهریه کم، جهیزیه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم، استفاده از حداقل امکانات برای زندگی و… فرزندانی که در دامان فاطمه تربیت یافتند خود مثل خورشید در آسمان علم و ایمان می درخشند. امامان و امام زادگانی که هنوز آسمان هدایت از نور وجود ایشان روشن است. چرا اینگونه نباشند وقتی مادر ایشان در کوچکترین رفتارش تربیت الهی ایشان را در نظر میگیرد؟ فاطمهسلام الله علیها وقتی با فرزندش حسن  بازی می کند. این شعر را در نهادش زمزمه می نمود:

اشبه أباک یاحسن، واخلع عن الحق الرّسن، واعبد الهاً ذامنن، ولاتوال ذا الاحسن.

ای حسن ، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش.    

فاطمهسلام الله علیها الگوی هر انسان با ایمان

چنین رفتارهای انسانی و نورانی از بانوی دو عالم میوه درختی است که ریشه در جان او دارد. فاطمهسلام الله علیها قهرمان ایمان و بندگی خداست. هر آنچه از وجود مبارک فاطمهسلام الله علیها سر می زند خبر از ایمانی راسخ و قلبی خاشع در مقابل پروردگار خویش است. امام علی علیه السلام  در مورد همسرش اینگونه می فرماید:

فاطمهسلام الله علیها بهترین یار و یاور براى اطاعت و بندگى خداست.

چنین انسانی نه تنها الگوی بانوان عالم است بلکه هر انسانی که قدم در راه بندگی خدا گذارد مرد باشد یا زن باید به این اسوه اخلاق و ایمان تمسک نماید.آری فاطمهسلام الله علیها الگوی بانوی مسلمان نیست بلکه الگو و اسوه هر مرد و زن مسلمانی است که در راه خدا قدم بگذارد. ما چه گوییم وقتی حجت خدا و امام زمان می فرمایند:

فِی ابْنَهِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَهٌ حَسَنَه

 در دختر رسول خدا برای من الگویی نیکو هست.   

ولادت فاطمهسلام الله علیه را نباید روز زن نامید. ولادت فاطمه  را باید روز انسانیت نامید. باید گلها را به هر زن و مرد مسلمانی تقدیم نمود که قدمی به دنبال فاطمهسلام الله علیهدر راه انسانیت برداشته اند. 

مقاله حضرت زهرا (سُ)

فضایل و مناقب حضرت فاطمه سلام الله علیها

  1. شتراک حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین و حسنین (علیهم السلام) در مقام عصمت و طهارت (بلکه طبق روایات، آن حضرت عصمت کبرای الهی است).
  2. اشتراک حضرت صدیقه (سلام الله علیها) با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود و توقف در مسجد پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) در جمیع حالاتشان.
  3. مادر ائمه اطهار (علیهم السلام) است.
  4. هنگام ولادت فاطمه (علیهاالسلام) نور او تمام خانه هاى مکه را فراگرفت.
  5. نام گذارى زهرا (علیهاالسلام) از طرف خداوند متعال مى باشد.
  6. نام فاطمه بر ساق عرش و درهای بهشت درج شده است.
  7. جنگ و یا صلح با آن حضرت مانند جنگ و صلح با پیامبر و على و حسنین (علیهم السلام) است.
  8. سیده ى زنان عالم است.
  9. دوستى و دشمنى با او مانند دوستى و دشمنى با پیامبر است.
  10. آن حضرت محدثه است یعنی فرشتگان با او سخن می‌گفتند.
  11. شیعیان آن حضرت به بهشت بشارت داده شده‌اند.
  12. مخالفان حضرتش به هلاکت می‌افتند.
  13. در روز قیامت همانند پدر و همسر و فرزندانش سواره محشور می‌شود.
  14. شفیعه کبرای روز قیامت است.
  15. حب فاطمه علیهاالسلام همانند حب همسر و فرزندان معصومش (که اجر رسالت خاتم الانبیاء است)، بر همگان واجب است.
  16. با پدر و همسر و فرزندانش در قبه الوسیله یا درجهالوسیله ى بهشت جای دارند.
  17. با پدر و همسر و فرزندانش (علیهم السلام) در قبه اى از نور که زیر عرش بر پا مى شود و جز پنج تن (علیهم السلام) کسى را به آن رتبه ى والا راه نیست، جای دارد.
  18. حضرت فاطمه علیهاالسلام یکى از افرادى است که آیه ى مباهله در شان آن‌ها نازل شده است و آن وجود مقدس، بین چهار معصوم قرار گرفته است یعنى بین: محمد و انفسنا (على) و ابنائنا (حسن و حسین) علیهم السلام.
  19. در صفات و ارزش‌هاى معنوى هم کفو على (علیه السلام) است.
  20. بشر از آدم تا خاتم مامور به توسل به حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) بوده است.
  21. سوره انسان در فضیلت او و همسر و دو فرزندش نازل گردیده است.
  22. هنگام ورود فاطمه (علیهالسلام) به صحنه ى محشر از جانب حضرت حق تبارک و تعالى ندا مى شود: «اى اهل محشر نگاهتان را فرو افکنید تا فاطمه عبور نماید».

منبع: کتاب فاطمه زهرا سلام الله علیها، علامه عبدالحسین امینی، به نقل از دانشنامه اسلامی

اشعار ویژه شهادت حضرت زهرا (س)

گلچین جدیدترین اشعار شهادت حضرت زهرا (س) را در اینجا بخوانید.

جدیدترین اشعار ویژه شهادت حضرت زهرا(س)

من ندیدم که شبی پلک بهم بگذاری
هرشب از شدت درد کمرت بیداری

استراحت کن عزیزم ، بخدا میدانم
خسته ای ، بی رمقی ، سوخته ای ، بیماری

جان من سعی نکن با کمر تا شده ات
محض آرامش من بستر خود برداری

سرفه هایت بخدا قاتل جانم شده است
بس که خونابه در این سینه ی زخمی داری

سعی کن خوب شوی ، ای همه دارایی من
زینبت را به چه کس بعد خودت بسپاری

مونس خستگی حیدر خیبر شکنی
تو نباشی چه کسی میدهدم دلداری

پوریا باقری

هم برای من به انصار و مهاجر رو زدی
هم صبوری کردی و در خانه ام سوسو زدی

چند ماهی درد پهلو را تحمل کرده‌ای
خواستی برخیزی از جا تکیه بر زانو زدی

رو به بهبودی ست حالت یا برای دلخوشی
بسترت را جمع کردی خانه را جارو زدی

اینقدر زحمت به خود دادی برای مرتضی
کودکان را با چه حالی شانه بر گیسو زدی

یک کلام از درد خود با من نگفتی هیچ وقت
مخفی از چشمان حیدر دست بر پهلو زدی

گر چه این همسایه‌ها از پشت خنجر میزنند
با دعایت زخم آن‌ها را سحر دارو زدی

از تمام غصه‌ها این غم علی را میکشد
تو برای من به انصار و مهاجر رو زدی

محسن صرامی

جدیدترین اشعار ویژه شهادت حضرت زهرا(س)

دوباره فاصله افتاده بین فاصله ها
نسیم یاس رسیده میان سلسله ها

دوباره بر سر سجاده قبله گم کردم
تویى بهانه ى عالم براى نافله ها…

به هرکجا بروى بوى عشق مى پیچد
تو ماه و اختر و شمسى براى قافله ها

تویى که مریم عذرى شده ثنا گویت
تویى که راز خدایى…جواب مسئله ها

مرا براى غلامىِ خود حسابم کن
گناه هستم و حالا خودت ثوابم کن

به معجزات تو بانو نگاه باید کرد
و چشم هاى مرا فرش راه باید کرد

من از تو غیر تو بانو مگر چه میخواهم؟
بدون عشق تو عمرم تباه باید کرد

اگر پرستش تو اشتباه باشد هم
خوشم به این نظرم اشتباه باید کرد

اگر که سجده به پاى تو کفر هم باشد
بر این عقیده ام اصلاً گناه باید کرد

مرا غلامِ غلامانِ خود خطابم کن
گناه هستم و حالا خودت ثوابم کن

فرشته ها همه مدهوش ربناى تو
ملائکه همه محتاج یک دعاى تو

زمان خلقت آدم خدا سفارش کرد
شفاعت همه باشد به دست هاى تو

خدا کند که مرا از قلم نیندازى
منم اسیر شهیدانِ کربلاى تو

براى حضرت حق عین و شین و قافى تو
به روى عرش معلاست رد پاى تو

مریض عشق تو هستم ولى جوابم کن
گناه هستم و حالا خودت ثوابم کن

تو مرد بودى همیشه به پاى شیر خدا
تو وقف کردى خودت را براى شیر خدا

نبود غیر تو محرم به راز هاى على
ندید غیر تو کس گریه هاى شیر خدا

تو یاد دادى به ما پشت حق بمانیم و
فداى حق بشویم..اى فداى شیرِ خدا

چه آمده به سر مرتضى؟فقط نه سال؟
هرآنچه خاک شما شد…بقاى شیرخدا

شبیه شمع مرا ذره ذره آبم کن
گناه هستم و حالا خودت ثوابم کن

آرمان صائمى

در میان شعر تو بانو! اگر حاضر شدم
خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم
در خیالم صحن و گنبد ساختم, زائر شدم
نام شیرین تو بردم فاطمه! شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست
می‌برد شعر مرا آنجا که خاطر خواه اوست

ناگهان دیدم میان خانه‌ی پیغمبرم
چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم
چرخ می‌زد یک نفس روح القدس دور و برم
تا نوشتم فاطمه, بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک
آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد! دشمنت را دوست ابتر می‌کند
خانه‌ات را بوی ریحانه‌‌ معطر می‌کند
دیدنش بار رسالت را سبکتر می‌کند
دختر است اما برایت کار مادر می‌کند

دختران آیات رحمت, مادران مهر آفرین
می‌شود ام ابیها, هر دو باهم, بعد از این

یک زره خرج جهازت, حُسن‌هایت بی‌شمار
با تو حیدر روز خیبر حرز می‌خواهد چکار؟
تا تو از تیغ دودم با عشق می‌گیری غبار
بعد از این مستانه‌تر صف می‌شکافد ذوالفقار

قوت بازوی مولایی به مولا, فاطمه!
قصه‌ی پیوند دریایی به دریا, فاطمه!

در هوای عاشقی با هم کبوتر می‌شوید
هر دو کوثر می‌شوید و هر دو حیدر می‌شوید
هست شیرین نامتان, قند مکرر می‌شوید
هر دو در کفواً احد با هم برابر می‌شود

بیت‌هایم بر درِ بیت تو زانو می‌زنند
شاعران تنها برای یک نظر, رو می‌زنند

در کسا, بی پرده با الله صحبت می‌کنی
هل اتی را سفره‌ی نور و کرامت می‌کنی
فکر خلقی, نیمه شب با حق که خلوت می‌کنی
در غم همسایه, ترک خواب راحت می‌کنی

مادری الحق چه می‌آید به نامت, فاطمه!
می‌دهد از سوی ما مهدی سلامت, فاطمه!

امتحان پس داده‌‌ای در آسمانها پیش از این
سالها بر عرش می‌تابید نورت چون نگین
حضرت حق چون دلش آمد بیایی بر زمین
واقعاً “الحمد للهِ , رب العالمین”

جلوه‌ی نور تو را تنها خدایت دید و بس
فاطمه! قدر تو را تنها علی فهمید و بس

عالمی در حیرت از این آسیا چرخاندنت
با تبسم خستگی را از علی پوشاندنت
در عجب روح الامین از طرز قرآن خواندت
پیش نابینا میان حِصن چادر ماندنت

حجب میراثت, حیا سایه نشین چادرت
داده دل حتی یهودی هم به دین چادرت

سفره‌‌ی نان خالی اما سفره‌ی انعام پُر
خانه‌ات میخانه, ساقی با سخاوت, جام پر
از تو راضی و دلش از گردش ایام پر
کعبه از بت خالی اما کوچه از اصنام پر

ای زبانت ذوالفقارِ حیدر بی‌ذوالفقار!
بت شکن! برخیز, بسته دست او را روزگار

قاسم صرافان

جدیدترین اشعار ویژه شهادت حضرت زهرا(س)

در شلوغی گذرها غالبا
سخت خواهد بود تنها رد شدن
وای اگر دعوا نباشد تن به تن
مانده باشد بین سیصد مرد!زن..

جنگ جنگ عصمت و بی عصمتی ست
فاطمه بر اسم حیدر غیرتی ست

شعله بالا رفت زهرا جا نزد
حرفی از سازش به کافرها نزد
پشت پا بر غربت مولا نزد
جز به خون این حکم را امضا نزد

حکم صادر کرد با خون اینچنین
هست علی تنها امیرالمومنین

اهرمن هیزم بدست آمد اگر
فاطمه بسته است چادر بر کمر
گر گرفته بین آتش میخ در
باز اما میکند سینه سپر

صدهزاران میخ پیش او کم است
فاطمه در راه حیدر محکم است

تا که دود شعله شد از در بلند
گشت دیگر ناله ی کوثر بلند
از زمین دیگر نشد پیکر بلند
زیر پا افتاده اما سربلند

نیمه جان هم باز او صاحب لواست
چادر خاکی او مشکل گشاست

گرچه هرروضه مکرر میرسد
روضه روضه حرف دیگر میرسد
این حماسه کی به آخر میرسد
ارث مادر تا به دختر میرسد

کربلا زهرای خیمه زینب است
روز دشمن از وقار او شب است

گوشه گودال تنها میشود
گرچه می افتد زمین پا میشود
زینب کرار دنیا میشود
دین زصبرش باز احیا میشود

در اسیری سرفرازی میکند
صبر او با مرگ بازی میکند

سید پوریا هاشمی

بعد از رسول حرمت آل عبا شکست
دست قضا ، شیشه ی شرم و حیا شکست

آتش گرفت باب نزول ملائکه
در سست شد به ضرب لگد از جفا شکست

یا ایهاالرسول بخوان واقعه که چون
مسمار در ، سینه ی خیرالنسا شکست

سنگی که حرمت رخ آیینه را نداشت
با سیلی ای که زد رخ آیینه را شکست

گوشواره ای که بود ضریح طواف حور
یا رب به ضرب سیلی ِ یک بیحیا شکست

افتاد از نفس ، پر پروانه هم که سوخت
روح غرور و غیرت شیر خدا شکست

وقتی که قلب حضرت خاتم زغم شکست
عیسی صلیب و موسی عمران عصا شکست

دست قضا قدر همه را جمع کرد بعد
این غصه را به روی سر کربلا شکست

یاایهالرسول کجایی قیامت است
سر نیزه پهلوی پسر مرتضا شکست

آه از دمی که گودی گودال خون گرفت
با نعل تازه سم ستور سینه را شکست

با سنگ و تیر و نیزه همه “زائر”ش شدند
یک پیرمرد گونه ی او با عصا شکست

رامین برومند

جدیدترین اشعار ویژه شهادت حضرت زهرا(س)

زنی از خاک، ‌از خورشید، از دریا،‌ قدیمی‌تر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمی‌تر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمی‌تر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمی‌تر

که قبل از قصۀ ‌«قالوا بلی» این زن بلی گفته‌ست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفته‌ست

ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش می‌رود سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه

نشاند آن دانه را در آسمان با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد

زنی آن‌سان که خورشید است سرگرم مصابیحش
که باران نام او را می‌ستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتی‌های تلمیحش
جهان این شاه‌مقصودی که روشن شد ز تسبیحش

ابد حیران فردایش، ازل مبهوت دیروزش
ندانم‌های عالم ثبت شد در لوح محفوظش

چه بنویسم از آن بی‌ابتدا، بی‌انتها، زهرا
ازل زهرا، ابد زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه می‌فهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!

مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم

مدام او وصله می‌زد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل می‌بندد دخیل پر بر آن چادر
ستون آسمان‌ها می‌گذارد سر بر آن چادر
تیمّم می‌کند هر روز پیغمبر بر آن چادر

همان چادر که مأوای علی در کوچه‌ها بوده‌ست
کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بوده‌ست

غمی در جان زهرا می‌شود تکرار در تکرار
صدای گریه می‌آید به گوشش از در و دیوار
تمام آسمان‌ها می‌شود روی سرش آوار
که دارد در وجودش روضه می‌خواند کسی انگار

برایش روضه می‌خواند صدایی در دل باران
که یا أماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان

خدا را ناگهان در جلوه‌ای دیگر نشان دادند
که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند
صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند
ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند

صدای گریه آمد، مادرم می‌سوخت در باران
برای کودک خود پیرُهن می‌دوخت در باران

وصیت کرد مادر، آسمان بی‌وقفه می‌بارید
حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید!
تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید
جهان تشنه‌ست، بالای سر او آب بگذارید

زمان رفتنش فرمود: می‌بخشید مادر را
کفن‌هایم یکی کم بود، می‌بخشید مادر را

بمیرم بسته می‌شد آن نگاه آهسته آهسته
به چشم ما جهان می‌شد سیاه آهسته آهسته
صدای روضه می‌افتد به راه آهسته آهسته
زنی آمد به سوی قتلگاه آهسته آهسته

بُنَّیَ تشنه‌ای مادر برایت آب آورده…