اشعار میلاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)2

 شعر در مورد میلاد امام زمان (عج)

امشب/شبه نیمه ی شعبونه/دلا شاد و غزل خونه

اومده دلبری/که تیغ ابروش/قاتله جونه

امشب/بساط مستیمون جوره/دیگه غم از دلا دوره

اومده ساغری/که می میده/پیمونه پیمونه

 عشقه،عشقه عشقمه،امشبو مستی از می تو

عشقه،عشقه عشقمه،باده پرستی از می تو

مهدی،تویی بهارم و،عشقت،دار و ندارم و

ماهی،تو شب تارم و

مهدی،تویی نگارم و،جز تو،کسی ندارم و

هستی،چاره ی کارم و

اباصالح مدد یا اباصالح

امشب/شبه بارشه بارونه/لب فرشته خندونه

اومده یارم و/عرش خدا/آیینه بندونه

یوسف/اسیر خال لبهاشه/فدای روی زیباشه

نگارم اومده/از قدمش/دنیا گلستونه

 مژده،مژده مژده که،غمها دیگه به سر رسیده

مژده،مژده مژده که،از آسمون قمر رسیده

مهدی،بود و نبودمی،عشقی،توی وجودمی

ذکر و،دم سرودمی

مهدی،صفای قلبمی،درد و،دوای قلبمی

آقا،نوای قلبمی

اباصالح مدد یا اباصالح

دریاب/دلی که دل به تو بسته/بدونِ تو شده خسته

خونده دعا فرج/تو مسجد/جمکرون و سهله

عجل/امام منتظَر مهدی/امام منتقم مهدی

بیا که کعبه/توی دستای/یه عده نااهله

چشم چشمه عالم و،به روی زیبات روشن کن

کل زمین خشک و با،قدمای سبزت گلشن کن

آقا،چشم به راهتیم،عبد،رو سیاهتیم

محتاج،نگاهتیم

آقا،صاحب الزمان،هستی،تو ناجیه جهان

عجل،امام انس و جان

اباصالح مدد یا اباصالح

اشعار میلاد امام زمان (عج)

ای مهربان،با چشم گریان آمدم         نیمه شبِ نیمه ی شعبان آمدم

شرمنده از جرم و پشیمان آمدم              سوی تو با اُمید غفران آمدم

 مرا ببخش،ای ربّ عالمین                   تو را قسم به غربت حسین،

 تو را قسم به قلب پر بلا                           شهید صحرای کربلا 

به حقّ آن مقتدای سرجدا                            ربّنا اِغفر لنا ذنوبَنا… 

گرفتم من،اِحیا به اشک و سوز و آه                  آورده ام به درگهِ لُطفت پناه

کارم شده هر روز و شب جرم و گناه              آمده ام سوی تو با روی سیاه 

 مرا ببخش ای مهربان خدا                            به حقّ آن سرِ به نیزه ها

 به حقّ آن پیکرِ بی کفن                         آن غریبِ دور از وطن 

خواهرش ناله زند ای نور عین                             ای مظلوم غریب مادر یا حسین

اشعار ولادت امام زمان (عج)

دل دل نکن که می رسد از دلبرم خبر 

شام فراق می رود و می شود سحر

چیزی نمانده تا برسد منجیِّ بشر

چیزی نمانده گلشن زهرا دهد ثمر

عید وصال آمده و لحظه ی ظفر

مژده بده که شد حسن عسگری پدر

کعبه به گوش باش که منجی رسیده است

قلب تمام عالم امکان تپیده است

در سامرا امید خدا آفریده است

خورشید روی دامن نرگس دمیده است

عالم دم ِ محمّدیّش را شنیده است

قرآن نشسته بر لب قرآن دادگر

قرآن بخوان که حسرت کعبه صدای توست

رویای عرش زمزمه ی ربّنای توست

تیغ امیر خیبرو خندق برای توست

امِّید فاطمه به دم رونمای توست

شش گوشه در تب سفر کربلای توست

همراه خود مرا به سوی نینوا ببر
همراه خود مرا به سوی نینوا ببر

دین با حضور ناب تو تکمیل می شود

با تو بساط توطئه تعطیل می شود

وای از فراق یار که تحمیل می شود

اشکم برای آمدنت نیل می شود

امسال هم بدون تو تحویل می شود

نوروز انتظار شد و غصِّه بیشتر

اشعار ولادت حضرت مهدی (عج)1

این یاس زیبای دامن نرگس ، یا طاووس اهل بهشته
که شـد نگیـن یـا بقـیه الله ، زیـنت پـرای فرشته

خیمه سبزشه باغ گل یاس
وقت نماز خیلی شبیه زهراس

قد و بالاش قیامته به قرآن
شـجاع و پهلوونه مثل عباس

با نگاه ملیحش ، آخـر دلبـریه
همه دار و ندار ، امام عسکریه

امشب تسبیح همه‌ ملائک ، ذکر یا صاحب الزمانه
سرسبزی و خرمی بهشت از ، کاشی سبز جمکرانه

اون خال هاشمیش چه دلفریبه
میگن که زلفش باغ عطر سیبه

نقش اون دو تا بازوی رشیدش
نصـر مـن الله و فتـحٌ قـریبـه

پر شده آسمون از ، نغمه های خوش عهدی
با پرچم جاء الحق ، از راه می رسـه مـهدی

پرچم یا لثـارات الحـسینه ، مثـه عبـاس به روی دوشش
هیبت مرتضی توی چشاشه ، کسی نیست حریف خروشش

میـون میدون تنها تکسواره
فـارس الحجازه همتا نداره

هیچ کس نمیشه حریف نبردش
آخه میون دستاش ذوالفقاره

یه روز میـاد ایشالا ، قائـم آل طـاها
دارند تموم یاراش ، سربندای یا زهرا

ایشالا از راه میاد اون آقا که ، منتقم خون خدائه
خدا می دونه بیرق ظهورش ، پرچم سرخ کربلائه

دعـای فاطمه می شـه اجابت
به هممون میدن فیض زیارت

پشت سر صاحب زمان می خونیم
تو صحن کربلا نماز جماعت

برات کـربلا رو ، از آقـامون می گیریم
مثل همه شهیدا ، آخر براش می میریم

میدن فرشته ها بشارت ، باز موسم خوش عهدی میاد
خـورشـید بارونه آسـمونـا ، داره امـام مـهدی مـیاد

آقا ، سوره طاها ، امید زهرا و بقیه الله

پر شده دل از ، هوای دیدارش

رازه ، روح نمازه ، کعبه ناز و فارس الحجازه
جونمو میدم ، برای دیدارش

وقتی که می خواد ، آقامون بیاد
همه عالم به شور و به شینه

دلا مدهوشش ، به روی دوشش
بیـرق یا لـثارات الحـسینه

امشب که قبله گاه دلم ، محراب سبز جمکرانه
تا صـبح ترنم لب من ، ذکر یا صـاحب الزمانه

شیری، یل و دلیری، تنها تو عالم تو نعم الامیری
آخه شجاعت ، اسیر دستاته

نقشِ پیشونی بندت، نصر من الله و فتحٌ قریبه
دل بی شکیبِ اون قد و بالاته

عشـق مادری ، مثه حیدری
پیش تو کسی طاقت نمی یاره

تو که سروری ، آره محشری
میـون دسـتای تـو ذوالفقـاره