امام حسین (ع): شیعه واقعی

امام حسین (ع): شیعه واقعی

امام حسین (ع) شیعه واقعی

مردى به حضرت امام حسین (علیه السلام) عرض کرد من از شیعیان شمایم . فرمود:

از خدا بترس چیزى را ادعا مکن که خداوند بگوید دروغ مى گوئى و در ادعاى خود گناه کردى. شیعیان ما کسانى هستند که قلبهایشان از هر غل و غش و حیله اى پاک باشد بگو من از موالیان و دوستان شما هستم . مرد دیگرى به حضرت زین العابدین (علیه السلام) گفت من از شیعیان خاص شمایم.
فرمود پس تو نیز مانند ابراهیم خلیل هستى که خداوند درباره او مى فرماید: و ان من شیعته لابراهیم اذ جاء ربه بقلب سلیم ((همانا شیعیان او ابراهیم است که با قلبى پاک و سالم نزد پروردگارش آمد)) اگر قلبت مانند قلب ابراهیم است از شیعیان ما هستى اما اگر مانند او نیست ولى پاک از غل و غش مى باشد از دوستان ما هستى اگر اینطور هم نیست و مى دانى آنچه گفتى دروغ بود به کفاره این دروغ مبتلا به فلج و جذام خواهى شد که تا آخر عمر تو را رها نکند.
فرمود پس تو نیز مانند ابراهیم خلیل هستى که خداوند درباره او مى فرماید: و ان من شیعته لابراهیم اذ جاء ربه بقلب سلیم ((همانا شیعیان او ابراهیم است که با قلبى پاک و سالم نزد پروردگارش آمد)) اگر قلبت مانند قلب ابراهیم است از شیعیان ما هستى اما اگر مانند او نیست ولى پاک از غل و غش مى باشد از دوستان ما هستى اگر اینطور هم نیست و مى دانى آنچه گفتى دروغ بود به کفاره این دروغ مبتلا به فلج و جذام خواهى شد که تا آخر عمر تو را رها نکند.
مردى در حضور حضرت باقر (علیه السلام) بر دیگرى افتخار کرد به این جملات. گفت تو بر من فخر مى کنى! با اینکه من از شیعیان آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) هستم. حضرت فرمود به پروردگار کعبه قسم تو بر او فخرى ندارى با اینکه اشتباهى نیز در این دروغ گفتن کردى. آیا مالت را بیشتر دوست دارى براى خود خرج کنى یا براى دوستان مومنت ؟
عرض کرد بیشتر مایلم براى مخارج خود صرف کنم . فرمود پس تو از شیعیان ما نیستى. خرج کردن اموال در نزد ما براى کسانى که به ادعا مى گویند شیعه شما هستیم محبوبتر است تا براى خودمان (چه رسد به کسانى که واقعا شیعه ما هستند) و لکن قل انا من محبیکم و من الراجین النجاه بمحبتکم ، ولى بگو من از دوستان شمایم و از آنهایم که امیدوارم به واسطه محبت شما نجات بیابم.(1)
1- این چند روایت از جلد 15 بحار جزء اول ، ص 143 و 144.
منبع:آگاه شویم،حسن امیدوار،جلد اول.
منبع:http://ahlelbeat.ir/

اشعارولادت امام حسین(علیه السلام)(1)

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام (1)

متن شعر میلاد امام حسین (ع)

فروغ مه قالوا بلی مبارک میلاد شه کرببلا مبارک

 ماه/روی مصباح هدی عیان شد

امشب/عالم پیر ، همه جوان شد

بگو/مدد یا/ثارالله/یا ابا/عبدالله

آبروی عالمین خوش آمد به نبی نور دوعین خوش آمد

 کشتی نجات اهل عالم آقامون امام حسین خوش آمد 

 تهنیت یا علی و یا زهرا(س)…

جلوه ی قمر بی قرین مبارک میلاد گل امّ البنین مبارک

 امشب/توی آسمون گل افشونیه 

 امشب/خونه ی علی چراغونیه

اومد/به گلشن/گل یاس/مرحبا/یا عباس

 مهربان یار حسین خوش آمد گل بی خار حسین خوش آمد

 با شعف بگو به اهل عالم که علمدار حسین خوش امد

تهنیت یا علی و یا زهرا(س)…

جهان شد روشن از نور حقّ الیقین مدد یا حضرت سیّد السّاجدین

 ای که/به سپهر عاشقی چون مهی

 نور/دیده ی حضرت ثارالّهی

 هستی/دلربا/برادر/به علیّ/اکبر

 ای کرامت تو بی قرینه آرزوی دل ما همینه

 روزیمون شه همگی به زودی کربلا و نجف و مدینه

تهنیت یا علی و یا زهرا(س)…

شعر میلاد امام حسین (ع)

دریای دُر از دلِ صدف می آید

تبریکِ سه نور ، با شعف می آید

خورشید و مَه و ستاره یکجا جمعند

عطرِ صلوات از نجف می آید

شعبان مَه با صفای خاتم باشد

میلاد سه آزادۀ عالم باشد

نذر قدم حسین و عباس و علی

ذکر صلواتِ ما دمادم باشد

شعبان شد و حق شور و شعف در می ما ریخت

از شهد شقایق سبب شادی ما ریخت

گر حضرت حق این همه می در پی ماریخت

بر یمن قدوم سه یل کرب و بلا ریخت

حسینی مسلکان هنگام بینایی عین است

زمان اشتیاق اولیای عالمین است

ببالید ای گدایان حسین برخود که امشب

شب میلاد مسعود شهنشاهم حسین است

حق کرده ظهور تا حسین آمده است

آیات جهاد با حسین آمده است

فطرس به امید عفو بر درگه او 

با ذکر حسین، با حسین آمده است

نور ابدى و ازلى مى ‏آید

بر عالم ایجاد، ولى مى ‏آید

مجموعه ى حسن و عشق و ایثار و کرم

یعنى که حسین ابن على مى‏ آید

نام تو را دواى درد است حسین

بى یاد تو بین که چهره زرد است حسین

عشق تو مرا ز خویش بیگانه نمود

بى عشق تو بین که سینه سرد است حسین

میلاد حسین خون بهاى دین است

این عید، حیات شیعه را تضمین است

امروز فرشتگان به هم مى ‏گویند

احیاگر آیین محمد این است

از خاطر دهر کى رود یاد حسین

گلبانگ عدالت است فریاد حسین

بر خلق ستم دیده، مبارک بادا

مرگ ستم است، روز میلاد حسین

در سوم شعبان که همه لطف و صفاست

میلاد پر افتخار شاه شهد است

در حیرتم از این که بُوَد وقت سرور

یا موسم سوز و گریه و شور و نواست

امشب که فضا پر است از بوى حسین

عطر گل سرخ آید از سوى حسین

اى فطرس پر سوخته احرام ببند

از بهر طواف کعبه ى روى حسین

امشب شب میلاد حسین است حسین

اندر همه جا یاد حسین است حسین

خوانند همه نادعلى، لیک على 

امشب بلبش ناد حسین است حسین

وقتى که حسین یافت میلاد امروز

یزدان در لطف تازه بگشاد امروز

در عالم قدس یک حسین داشت خدا

آن را به محمد و على داد امروز

بر آنچه که شد هادى فطرس صلوات

خوانیم به دل شادى فطرس صلوات

میلاد حسین عید آزادى اوست

بر لحظه ى آزادى فطرس صلوات

اى آنکه ترا حُسن خداداد بُود

میلاد تو جلوه گاه ایجاد بُود

ما را به نگاه لطف خود شادان کن

امروز که قلب فاطمه،شاد بُود

امروز که بلبلان ترنم کردند

با یکدیگر از عشق تکلّم کردند

چون غنچه و گل على و زهرا از شوق

بر روى حسین خود، تبسم کردند

میلاد حسین نوگل زهراشده امشب

گیتى ز رخش طور تجلا شده امشب

ده مژده ى جانبخش بعالم ز قدومش

زیرا که در رحمت حق واشده امشب

میلاد حسین شادى دلها شد

امید دل پیامبران پیدا شد

اینک بسویش برو که فردا دیر است

کز آمدنش در شفاعت وا شد

میلاد حسین و سوم شعبان است

خورشید ولایت از افق تابان است

اى کشور جمهورى اسلام،حسین

داماد عزیز ملت ایران است

 شعر درباره ولادت امام حسین (ع)

با اجازه ز حضرت زهرا

 اذن می خواهم از تو یا مولا

 می روم تا خدا به آن بالا

 تا بخوانم ز علم الاسماء

شاد و خرسند کل ارض و سماست

 روز میلاد سید الشهداست

می نویسم به وسعت دنیا

 جوهرم آب آبی دریا

دفترم شد تمام صحرا ها

 تا نویسم به مدح آن آقا

با تو طی شد تمام روز و شبم

 یا حسین است تا ابد به لبم

بر فراز است تا ابد علمت

 بوسه ها می زنیم بر قدمت

زنده هستم زفیض دم به دمت

نام ما نیفتد از قلمت

بین سر ها اگر سری داریم

 به خدا خوب دلبری داریم

پسری پاک و بی بدیل است این

بهر خلقت عجب دلیل است این

پاک و طاهر چو سلسبیل است این

 به خدا برتر از خلیل است این

شجر هل اتی ثمر داده

 چون خدا بر علی پسر داده

خون به رگهای من به جوش آمد

عضو عضوم به جنب و جوش آمد

از سما این ندا به گوش آمد

 عاشقان پیر می فروش آمد

تا که انگور هست دو می باقی

 السلام و علیک یا ساقی

تو شفا بخش این سر و بدنی

 عزت و افتخار این وطنی

تو خریدار هرچه بد چو منی

 وقت گریه به گاه سینه زنی

(دارم از خون و اشک دل توشه

منم و این مزار شش گوشه)

آتشت را به خار و خس زده ام

پشت پایی به این قفس زده ام

داد خود را به داد رس زده ام

بین هیات نفس نفس زده ام

ما که از دودمان سلمانیم

از عنایات تو مسلمانیم

چشم هایم همیشه پر نم شد

قطره بود و زعشق زمزم شد

تا که گفتم حسین ماتم شد

 همه ماه ها محرم شد

دل تنگم فقط تو را خواهد

نه مدینه نه مکه ، کربلا خواهد

شعر کربلا و عشق

شعر کربلا و عشق

تیرگى را محو کرده انقلاب کربلا

از کران خون دمیده آفتاب کربلا

مى‏برد دل را به سمت «جَنَّتُ المَأواى» نور

این نسیم بى ‏بدیل عطر ناب کربلا

روشنایى پاگرفت از صبح عاشوراى عشق‏

ظلمت افتاده ز پا در پیچ و تاب کربلا

هر که خواهد عشق، نوشد از عطشگاه حسین

هر که آزاده‏ ست گردد هم ‏رکاب کربلا

مَحرمى خواهد که سِرّ عشق را گوید بر او

رازهاى مانده پنهان در حجاب کربلا

رفت تا آن سوى خورشید و درخشید از افق‏

موجى از آیینه شد هر قطره آب کربلا

بسکه گل‏ها از دم تیغ ستم پرپر شدند

مى ‏چکد از پنجه‏ ى گلچین گلاب کربلا

تا به ‏خون افتاد خورشید و سیه شد آسمان‏

ملتهب آیینه شد از التهاب کربلا

 «لا ارَى الْمَوْت» از گلوى تشنه مى‌‏آید به‏‌گوش‏

بازخوان «الّا السَّعادَه» از کتاب کربلا

کربلا در اضطراب افتاد و مى‌‏لرزید سخت‏

خصم در بیم و هراس از اضطراب کربلا

زیر پاى اسب‏ها آن سو تر از شطّ فرات‏

بود در خون غوطه ‏ور دُرّ خوشاب کربلا

بر کویر خیمه‏ گاه کفر مى ‏آمد فرود

تندر تیغى که گردیده شهاب کربلا

کم نگردد تشنگى در راه وصل عاشقى‏

تا عطش مى ‏بارد اینجا از سحاب کربلا

بعد هر ویرانه آبادى رسد از لطف عشق‏

شد دل افتاده‌‏ى «یاسر» خراب کربلا

نیسح ماما همان یگدننیسح ماما همان یگدنز

زندگینامه امام حسین (ع)


حسین بن علی بن ابی طالب(علیهماالسلام) (۴-۶۱ق)، مشهور به اباعبدالله و سیدالشهداء، امام سوم شیعیان، فرزند دوم امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نوه پیامبر(ص)، که در واقعه عاشورا به شهادت رسید.

حسین بن علی (ع) در دوره کودکی از محبت و علاقه فراوان پیامبر برخوردار بود. در دوره خلافت امام علی در کنار ایشان بود و در جنگ‌های آن دوره شرکت داشت. در زمان امامت امام حسن(ع) پیرو او بود و پس از شهادت وی نیز، تا زمانی که معاویه زنده بود، به پیمان ایشان با معاویه وفادار ماند؛ ولی در چند مورد به عملکرد او سخت اعتراض کرد.

پس از مرگ معاویه، بیعت با یزید را مشروع ندانست و فشار یزید بر حاکم مدینه که یا از امام حسین بیعت بگیرد یا او را به قتل برساند، باعث شد حسین (ع) در ۲۷ رجب سال ۶۰ق رهسپار مکه شود. با توجه به دعوت کوفیان برای پذیرش زمامداری، او از مکه به سوی کوفه رهسپار شد. ورود عبیدالله بن زیاد از طرف یزید به کوفه باعث شد امام نتواند به کوفه وارد شود. امام حسین در کربلا با سپاهیان عبیدالله بن زیاد مواجه شد و در جنگی که در دهم محرم سال ۶۱ ق میان دو لشکر درگرفت، به همراه یارانش (حدود ۷۲ نفر) به شهادت رسید. پس از جنگ، خانواده‌اش به اسارت درآمدند و به کوفه و شام فرستاده شدند.

شهادت امام حسین(ع) تاثیر قابل‌توجهی بر رفتار مسلمانان و شیعیان در طول تاریخ داشته و الهام‌بخش مبارزات، انقلاب‌ها و قیام‌های متعددی بوده است. شیعیان بر گریه و سوگواری بر شهادت امام حسین(ع)، به ویژه در ماه محرم، تأکید دارند.

نام، نسب، القاب

امام حسین(ع) فرزند امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و نوه حضرت محمد(ص) است. او از خاندان بنی‌هاشم و از قبلیه قریش است. امام حسن مجتبی(ع)، حضرت عباس(ع)، محمد بن حنفیه از برادران و حضرت زینب(س) از خواهران او هستند.[۱]

در منابع شیعه و سنی آمده است که پیامبر(ص) نام حسین را بر او نهاد.[۲] بر اساس روایات، این نامگذاری به فرمان خداوند انجام گرفت.[۳] دو نام حسن و حسین، که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقه‌ای نداشت،[۴] معادل شَبَّر و شَبیر (یا شَبّیر)،[۵] نام پسران هارون است.[۶]

گزارش‌های دیگری نیز درباره نامگذاری او ذکر شده است از جمله اینکه ابتدا امام علی(ع) او را حرب یا جعفر نامید ولی پیامبر(ص) نام حسین را برای او برگزید.[۷] برخی این گونه گزارش‌ها را ساختگی خوانده و دلایلی در رد آن برشمرده‌اند.[۸]شاید این مطالب را هم بپسندید:


کنیه او «ابوعبدالله» است.[۹] ابوعلی، ابوالشهداء (پدر شهیدان)، ابوالاحرار (پدر آزادگان) و ابوالمجاهدین (پدر جهادکنندگان) از دیگر کنیه‌های او است.[۱۰]

حسین بن علی القاب فراوانی دارد که بسیاری از آنها با القاب برادرش امام حسن(ع)، مشترک است؛ مانند سید شباب أهل الجنه (سرور جوانان اهل بهشت). برخی از القاب او عبارت‌اند از: زکیّ، طیب، وفی، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات اللّه، رشید، و التابع لمرضاه اللّه.[۱۱] ابن طلحه شافعی لقب «زکی» را مشهورتر از دیگر القاب و لقب «سید شباب أهل الجنه» را مهم‌ترین آنها دانسته است.[۱۲] در بعضی احادیث نیز امام حسین(ع) با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است.[۱۳]

زندگی نامه

حسین بن علی در مدینه به دنیا آمد. برخی تولد او را در سال سوم هجری[۱۴] دانسته‌اند؛ اما قول مشهور سال چهارم هجری است.[۱۵] درباره روز ولادت او اختلاف است. بنابر قول مشهور ولادت او سوم شعبان بوده[۱۶] ولی شیخ مفیدتولد او را پنجم شعبان دانسته است.[۱۷]

در گزارش‌های شیعه و اهل سنت آمده است پیامبر هنگام تولد او گریست و از شهادتش خبر داد.[۱۸]

رسول خدا فرمود:
حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه
أَحَبَّ الله مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا
 
 
حسین از من است و من از حسین هستم. خدا هر که حسین را دوست بدارد، دوست دارد.
 
 
انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴۲
الطبقات الکبرى، ج۱۰، ص۳۸۵
بر پایه روایتی در کتاب کافی، حسین(ع) نه از مادرش و نه از هیچ زن دیگری شیر نخورد.[۱۹] نقل شده است امّ فضل همسر عباس بن عبدالمطلب خواب دید که قطعه‌ای از بدن پیامبر جدا و در دامن او (ام فضل) گذاشته شد. پیامبر در تعبیر خوابش گفت فاطمه پسری به دنیا خواهد آورد و تو دایه او خواهی بود. وقتی حسین(ع) متولد شد ام‌فضل دایگی‌اش را بر عهده گرفت.[۲۰] نام مادر عبدالله بن یقطر نیز به عنوان دایه او گزارش شده ولی گفته‌اند حسین از هیچیک از آن دو شیر نخورد.[۲۱]

در منابع اهل سنت آمده است رسول خدا(ص) در میان اهل بیت خود، حسن و حسین را بیش از بقیه دوست داشت[۲۲] و این علاقه چنان بود که گاه با ورودشان به مسجد، خطبه‌اش را ناتمام می‌گذاشت، از منبر پایین می‌آمد و آنان را در آغوش می‌کشید.[۲۳] از پیامبر نقل شده است که محبت به این دو مرا از محبت به هر کس دیگری بازداشته است.[۲۴]

اودر کنار دیگر اصحاب کساء در ماجرای مباهله حضور داشت.[۲۵] هنگام رحلت پیامبر(ص)، حسین(ع) هفت سال داشت و از این رو او را در زمره واپسین طبقهٔ اصحابرسول خدا (طبقه پنجم) برشمرده‌اند.[۲۶]

دوران خلفای سه‌گانه

۲۵ سال از عمر امام حسین(ع) در دوران خلفای سه گانه سپری شد. او در ابتدای خلافتِ خلیفه اول ۷ ساله، در آغاز خلافت خلیفه دوم ۹ ساله و در شروع خلافت خلیفه سوم ۱۹ ساله بود.[۲۷] از جزئیات زندگی امام سوم شیعیان در این دوران خبر چندانی در دست نیست که شاید علت آن انزوای سیاسی امام علی(ع) و فرزندانش باشد.[۲۸]

بنابر برخی گزارش‌ها، در دوره خلافت ابوبکر، حسین بن علی به همراه پدر، مادر و برادرش امام حسن شبانه برای باز پس گرفتن حق خلافت امام علی، به درِ خانه اهل «بدر» می‌رفتند.[۲۹]

نقل شده است در اوایل خلافت عمر روزی حسین(ع)، که حدود ۹ سال داشت، وارد مسجد شد و چون عمر را در حال سخنرانی بر منبر رسول خدا(ص) دید، از منبر بالا رفت و به او گفت: از منبر پدرم فرود‌ آی و بر منبر پدرت بنشین! عمر گفت: پدرم منبری نداشت.[۳۰] گزارش‌هایی از احترام ویژه خلیفه دوم به امام حسین رسیده است.[۳۱]

وقتی عثمان در دوره خلافتش ابوذر را به سرزمین ربذه تبعید و همگان را از بدرقه و همراهی او منع کرد، امام حسین(ع) همراه پدر، برادرش امام حسن(ع) و چند تن دیگر برخلاف دستور خلیفه، ابوذر را بدرقه کردند.[۳۲]

 
حدیث نبوی در ضریح امام حسین

برخی منابع اهل سنت به حضور حسنین در نبرد افریقیه در سال ۲۶ق[۳۳] و نبرد طبرستان در سال ۲۹ یا ۳۰ق[۳۴] اشاره‌ای کرده‌اند. چنین گزارشی در هیچ یک از منابع شیعه نیامده است. بسیاری از منابع تاریخی گفته‌اند نبردهای مذکور بدون درگیری به مصالحه انجامیده است.[۳۵] گزارش حضور حسنین در این جنگ‌ها، موافقان و مخالفانی داشته است. برخی همچون جعفر مرتضی عاملی با توجه به اشکالات سندی این گزارش‌ها و نیز مخالفت امامان با شیوه فتوحات، آنها را ساختگی دانسته و اجازه ندادن امام علی به حسنین برای ورود به میدان جنگ در صفین را تاییدی بر آن شمرده‌اند.[۳۶] برخی نیز حضور حسنین در این فتوحات را در راستای مصالح امت اسلامی و با هدف ارائه اطلاعات دقیق‌تر به امام علی از اوضاع جامعه و همچنین آشنا کردن مردم با اهل بیت دانسته‌اند.[۳۷]

بنابر برخی گزارش‌های تاریخی، در اواخر حکومت عثمان که گروهی سر به شورش برداشتند و به قصد کشتن عثمان به سمت خانه او هجوم بردند، امام حسن مجتبی و امام حسین، به رغم ناخرسندی از عملکرد خلیفه، به فرمان امام علی(ع) به محافظت از خانه عثمان پرداختند. [۳۸] این گزارش موافقان و مخالفانی داشته است.[۳۹]

دوران حکومت امام علی(ع)

بر اساس گزارش‌های اندک مربوط به این دوره، امام حسین پس از بیعت مردم با امیر مومنان،(ع)خطبه‌ای خوانده است.[۴۰] در جنگ جمل فرماندهی جناح چپ سپاه امام علی را بر عهده داشته[۴۱] و در جنگ صِفّین، خطبه‌ای برای ترغیب مردم به جهاد خوانده[۴۲] و به همراه امام حسن، فرماندهان جناح راست سپاه بوده‌اند.[۴۳] گفته‌اند در صفین، امام حسین در ماجرای پس‌گرفتن آب از شامیان شرکت داشت و پس از آن امیرالمومنین فرمود: این نخستین پیروزی بود که به برکت حسین به دست آمد.[۴۴] به نقل برخی منابع، او در جنگ نهروان نیز در حضور داشت.[۴۵] بر اساس گزارش‌های مربوط به جنگ صفین، امام علی(ع) از جنگیدن حسنین(ع) جلوگیری می‌کرد و علت آن را حفظ نسل پیامبر(ص) می‌شمرد.[۴۶]

بسیاری از منابع گفته‌اند امام حسین در زمان شهادت امام علی(ع) کنار ایشان بود[۴۷] و در مراسم تجهیز و خاکسپاری حضور داشت.[۴۸] ولی در کتاب «انساب الاشراف» آمده است امام حسین(ع) هنگام شهادت پدر، برای انجام‌دادن مأموریتی که علی(ع) به او داده بود، در مدائن به سر می‌برد و با نامه امام حسن(ع) از موضوع آگاه شد.[۴۹]

دوران امام حسن(ع)

گزارش‌های تاریخی از ادب و احترام حسین بن علی(ع) به برادرش امام حسن(ع) حکایت دارد. نقل شده است اگر در مجلسی امام حسن حضور داشت، او بخاطر رعایت احترام سخن نمی‌گفت.[۵۰] پس از شهادت امام علی(ع) گروهی از خوارج که به جنگ با شامیان اصرار داشتند، با امام حسن بیعت نکردند و نزد حسین(ع) آمدند تا با او بیعت کنند. وی گفت: به خدا پناه می‌برم که تا زمانی که حسن زنده است بیعت شما را بپذیرم.[۵۱] در ماجرای صلح با معاویه، او در برابر شیعیان معترض، حامی برادر بود و اقدام او را تایید کرد[۵۲] و نقل شده است که گفت: او (امام حسن) امام من است.[۵۳]

بر پایه برخی گزارش‌ها، پس از برقراری صلح، امام حسین نیز همچون امام حسن، با معاویه بیعت کرد[۵۴] و حتی پس از شهادت امام حسن نیز بر عهد خود باقی ماند.[۵۵] در مقابل، گزارش‌هایی حاکی از بیعت نکردن حسین(ع) و ناخرسندی وی از صلح با معاویه است.[۵۶] برخی محققان این گزارش‌ها را با دیگر گزارش‌ها و قرائن تاریخی ناسازگار دانسته‌اند[۵۷] از جمله اینکه حسین(ع) در پاسخ به دسته‌ای از معترضان به صلح، که او را به گردآوری شیعیانش برای حمله به معاویه فراخواندند، گفت: ما پیمان بسته‌ایم و هرگز پیمان خود را نمی‌شکنیم.[۵۸] در گزارش دیگری آمده است که به معترضان گفت: تا زمانی که معاویه زنده است منتظر بمانید؛ هرگاه او مُرد، تصمیم می‌گیریم.[۵۹]

امام حسین(ع) در سال ۴۱ق، همراه برادرش از کوفه به مدینه بازگشت.[۶۰]

همسران و فرزندان

منابع قدیمی فرزندان امام حسین(ع) را چهار پسر و دو دختر[۶۱] و منابع امروزی شش پسر و سه دختر نوشته‌اند.[۶۲]

همسرنسبفرزندانتوضیحات
شهربانودختر یزدگرد پادشاه ساسانیامام سجاد امام چهارمشیعیانمحققان معاصر در نسب شهربانو تردید دارند.[۶۳] در برخی از منابع از او با نام سِنْدیه، غزاله و شاه زنان یاد شده است.
ربابدختر امرؤ القیسسُکَینه و عبداللّه. [۶۴]رباب در کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت.[۶۵] بیشتر منابع عبدالله را به هنگام شهادت شیرخوار دانسته‌اند.[۶۶] امروزه شیعیان او را با نام علی اصغر می‌شناسند.
لیلیٰدختر ابی‌مُرَّه بن عروه بن مسعود ثَقَفی[۶۷]علی اکبر(ع)[۶۸]…..
ام اسحقدختر طلحه بن عبیداللهفاطمه دختر بزرگ امام حسین[۶۹]ام اسحاق همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و پس از شهادت امام حسن با امام حسین(ع) ازدواج کرد.[۷۰]
سُلافه یا ملومه[۷۱]از قبیله قُضاعهجعفر[۷۲]جعفر در زمان حیات امام از دنیا رفت و نسلی از او باقی نماند.[۷۳]

در منابع جدید نام‌های علی‌اصغر فرزند شهربانو، محمد فرزند رباب و زینب (بدون ذکر نام مادر) نیز به عنوان فرزندان امام حسین آمده است.[۷۴] ابن طلحه شافعی در کتاب مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول تعداد فرزندان امام را ده تن شمرده است.[۷۵] همچنین در برخی کتاب‌های تذکره و مراثی متأخر، از دختر چهار ساله امام حسین به نام رقیه سخن به میان آمده است.[۷۶]

دوران امامت

امام حسین(ع) پس از شهادت برادرش در سال ۵۰ق به امامت رسید و تا روزهای آغازین سال ۶۱ق رهبری شیعیان را بر عهده داشت.

شیخ مفید در کتاب ارشاد به برخی نصوص امامت حسین بن علی(ع) اشاره کرده است از جمله حدیث «اِبنای هذانِ امامان قاما او قَعَدا (ترجمه: این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند) »[۷۷] و همچنین وصیت امام علی(ع) در هنگام شهادت.[۷۸] وی با استناد به این نصوص، امامت امام حسین را ثابت و قطعی دانسته است. به گفته شیخ مفید، امام حسین به خاطر رعایت تقیه و عهدی که در ماجرای صلح امام حسن کرده بود، تا زمان مرگ معاویه، به خود دعوت نکرد و امامتش را آشکار نساخت ولی پس از مرگ معاویه، امامتش را آشکار کرد و جایگاه خود را برای کسانی که آگاه نبودند، روشن نمود.[۷۹]

در منابع آمده است حسین(ع) پیش از خروج از مدینه در سال ۶۰ق، بخشی از وصیت‌ها و ودایع امامت را به ام سلمه[۸۰] و بخشی دیگر را پیش از شهادت خود در محرم ۶۱، به دختر بزرگش فاطمه[۸۱] داد تا آنها را به امام سجاد(ع) بسپارند.

پایبندی به صلح امام حسن

بیشتر دوران امامت سومین امام شیعیان با حکومت معاویه همزمان بود. او در این دوره به پیمان صلحی که برادرش با معاویه بسته بود وفادار ماند[۸۲] و در پاسخ به نامه برخی از شیعیان که برای پذیرش رهبری او و قیام در برابر بنی‌امیه اعلام آمادگی کردند، نوشت:

اکنون عقیده من چنین نیست. تا هنگامى که معاویه زنده است اقدامی نکنید و در خانه‏‌هاتان پنهان شوید و از کارى که به شما بدگمان شوند بپرهیزید. اگر او مُرد و من زنده بودم، نظرم را برایتان می‌نویسم.[۸۳]

موضع‌گیری دربرابر اقدامات معاویه

هرچند امام حسین در دوره حکومت معاویه اقدامی عملی بر ضد او انجام نداد، ولی به گفته رسول جعفریان «مناسبات امام و معاویه و گفتگوهایى که در مواقع مختلف صورت گرفته، نشان از تسلیم‏ ناپذیرى امام از لحاظ سیاسى در برابر پذیرش مشروعیت قطعى معاویه است‏.»[۸۴] نامه‌های متعددی که بین حسین بن علی(ع) و معاویه رد و بدل شد، از آن جمله است.

در عین حال از گزارش‌های تاریخی برمی‌آید که معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر به امام احترام می‌کرد و او را بزرگ می‌شمرد[۸۵] و به کارگزارانش دستور داده بود که متعرض فرزند رسول خدا(ص) نشوند و از بی‌احترامی به وی بپرهیزند.[۸۶]

معاویه هنگام وصیت به فرزندش یزید نیز بر جایگاه حسین(ع) تاکید کرد و او را محبوب‌ترین فرد نزد مردم دانست و سفارش کرد در صورت غلبه بر حسین، از او درگذرد چرا که او حقی بزرگ دارد.[۸۷]

اعتراض به کشتن یاران امام علی

اقدام معاویه در کشتن افرادی چون حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی و عبدالله بن یحیی حضرمی از مواردی بود که اعتراض شدید امام حسین(ع) را در پی داشت.[۸۸] او بنابر گزارش منابع متعدد، نامه‌ای به معاویه نوشت و کشتن یاران امام علی را محکوم کرد و ضمن برشمردن برخی از کارهای ناشایست معاویه، او را نکوهید و گفت: من براى خود و دین خود چیزى بالاتر از جهاد با تو نمی‌دانم‏. در ادامه این نامه آمده است: من فتنه‌ای بزرگ‌تر از حکومت تو بر این امت سراغ ندارم[۸۹]

همچنین نقل شده است وقتی معاویه در سفر حج[۹۰] با امام رو در رو شد به او گفت: آیا شنیدى ما چه بر سر حُجر و اصحاب او و شیعیان پدرت آوردیم؟ امام فرمود: چه کردید؟ معاویه گفت: آنها را کشتیم، کفن کردیم، نماز بر آنها خواندیم و دفن کردیم. امام فرمود: اما اگر ما یاران تو را بکشیم، نه آنها را کفن می‌کنیم، نه نماز بر آنها می‌خوانیم و نه دفن‌شان می‌کنیم‏.[۹۱]

اعتراض به ولایتعهدی یزید

در سال ۵۶ق معاویه مردم را به بیعت با یزید به عنوان جانشین خود فراخواند.[۹۲] برخی از شخصیت‌ها از جمله امام حسین از بیعت خودداری کردند. معاویه به مدینه رفت تا نظر بزرگان این شهر را برای ولایتعهدی یزید جلب کند.[۹۳]امام حسین در مجلسی که معاویه و ابن عباس و برخی از درباریان و خاندان اموی حضور داشتند، معاویه را نکوهش کرد و با اشاره به خلق و خوی یزید، معاویه را از تلاش برای جانشینی او برحذر داشت و ضمن تاکید بر جایگاه و حق خود، به ابطال استدلال‌های معاویه برای جلب بیعت با یزید پرداخت.[۹۴] همچنین در مجلس دیگری که عموم مردم در آن حضور داشتند، امام حسین در واکنش به سخنان معاویه درباره شایستگی یزید، خودش را به لحاظ فردی و خانوادگی برای خلافت سزاوارتر دانست و یزید را شراب‌خوار و اهل هوا و هوس معرفی کرد.[۹۵]

خطبه امام در منا

نوشتار اصلی: خطبه امام حسین در منا
امام حسین در سال ۵۸ق، دو سال قبل از مرگ معاویه خطبه‌ای اعتراض‌آمیز در منا خواند؛[۹۶] در این زمان فشار معاویه بر شیعیان به اوج رسیده بود.[۹۷] امام در این خطبه ضمن برشمردن فضائل امیر مؤمنان و اهل بیت و دعوت به امر به معروف و نهی از منکر و تأکید بر اهمیت این وظیفه اسلامی، وظیفه علما و لزوم قیام آنان در مقابل ستمگران و مفاسد و نیز زیان‌های سکوت عالمان در مقابل زورگویان را گوشزد کرد.

فرازی از خطبه حسین(ع) در منا

اگر بر آزارها شکیبا بودید و در راه خدا، هزینه‌ها و سختی‌ها را تحمل می‌کردید، امور خداوند به دست شما می‌افتاد… ولی شما ستمگران را بر جایگاه خود مسلط و امور خدا را به آنان تسلیم کردید.. ترس شما از مرگ و خوشایندتان از دنیا، ستمگران را بر این کار قادر ساخت.
تحف العقول، ص۱۶۸.

واکنش به خلافت یزید

پس از مرگ معاویه در ۱۵ رجب ۶۰ق، یزید به حکومت رسید.[۹۸] او تصمیم گرفت از چند تن از بزرگانی که ولایتعهدی او را نپذیرفته بودند، از جمله حسین بن علی، به زور بیعت بگیرد.[۹۹] ولی حسین(ع) از بیعت خودداری کرد[۱۰۰] و همره با خانواده و یارانش در ۲۸ رجب، مدینه را به قصد مکه ترک کرد.[۱۰۱]

او در مکه با استقبال مردم مکه و عمره‌گذاران روبرو شد[۱۰۲] و بیش از چهار ماه (از ۳ شعبان تا ۸ ذی‌الحجه) در این شهر اقامت گزید.[۱۰۳] در این مدت شیعیان کوفه که از بیعت نکردن سومین امام خود با خبر شده بودند، نامه‌هایی برای او نوشتند و او را به کوفه دعوت کردند.[۱۰۴] امام، برای اطمینان از همدلی مردم کوفه و درستی دعوت‌شان، مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد تا اوضاع را به او گزارش کند. مسلم پس از مشاهده استقبال و بیعت مردم، امام حسین را به کوفه دعوت کرد[۱۰۵] و او نیز همراه خانواده و یارانش در هشتم ذی حجه[۱۰۶]از مکه به سمت کوفه حرکت کرد. از برخی گزارش‌ها برمی‌آید که امام حسین از وجود توطئه‌ای برای کشتن او در مکه باخبر شده بود و از این رو برای آنکه حرمت مکه حفظ شود، از این شهر خارج شد.[۱۰۷]

واقعه کربلا

نوشتار اصلی: واقعه کربلا
وقتی ابن زیاد از حرکت حسین(ع) به سمت کوفه باخبر شد، لشکری به سوی او فرستاد. در منطقه‌ای به نام ذو حسم هزار نفر به فرماندهی حر بن یزید ریاحی راه را بر کاروان حسین(ع) بستند و آنها مجبور شدند مسیر حرکت خود را تغییر دهند.[۱۰۸] به نقل بیشتر منابع، آنها روز دوم محرم‌ به کربلا رسیدند[۱۰۹] و عمر بن سعد نیز فردای آن روز به همراه چهار هزار نفر از مردم کوفه وارد کربلا شد.[۱۱۰] بنابر گزارشات تاریخی چند مذاکراه بین حسین بن علی و عمر سعد، انجام شد[۱۱۱] ولی ابن زیاد جز به بیعت حسین(ع) با یزید یا جنگ راضی نشد.[۱۱۲] عصر روز تاسوعا سپاه عمر سعد آماده جنگ شد ولی امام حسین آن شب را برای مناجات با خدا مهلت گرفت.[۱۱۳] شب عاشورا برای یاران خود سخن گفت و بیعت از آنان برداشت و اجازه رفتن داد ولی آنان بر وفاداری و حمایت از او تاکید کردند.[۱۱۴]

صبح روز عاشورا جنگ آغاز شد و تا ظهر بسیاری از یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند.[۱۱۵] در طی جنگ حر بن یزید، از فرماندهان سپاه کوفه، به امام حسین پیوست.[۱۱۶] پس از کشته شدن یاران، خویشان امام به میدان رفتند که اولین آنها، علی اکبر بود[۱۱۷] و آنان نیز یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. سپس خود حسین بن علی(ع) به میدان رفت و عصرگاه روز دهم محرم به شهادت رسید و شمر بن ذی‌الجوشن[۱۱۸] و به نقلی سنان بن انس[۱۱۹] سر او را جدا کرد.[۱۲۰] سر حسین بن علی همان روز برای ابن زیاد فرستاده شد.[۱۲۱] عمر سعد در اجرای فرمان ابن زیاد دستور داد چند اسب سوار بر بدن حسین(ع) تاختند و استخوان‌های او را درهم‌شکستند.[۱۲۲] زنان و کودکان و امام سجاد(ع) که بیمار بود، به اسیری گرفته و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند.[۱۲۳]

دیدگاه‌ها و پیامدها

نوشتار اصلی: قیام امام حسین
درباره حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و از آنجا به طرف کوفه و جنگ با سپاهیان عمر سعد در کربلا، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. در یک دیدگاه این حرکت به قصد قیام و پیکار نبود، بلکه صرفاً برای حفظ جان بود (دیدگاه شیخعلی‌پناه اشتهاردی).[۱۲۴] برخی نیز معتقدند او برای تشکیل حکومت قیام کرد. از گذشتگان، سید مرتضی[۱۲۵] و در معاصر صالحی نجف‌آبادی[۱۲۶] (صاحب کتاب شهید جاوید) این دیدگاه را دارند. افرادی نیز مخالف این دیدگاه‌اند، مانندشیخ مفید، سید بن طاووس و علامه مجلسی.[۱۲۷]

قیام امام حسین(ع) باعث بیداری گروه‌های بسیاری شد. بلافاصله پس از شهادت امام حسین(ع) حرکت‌های انقلابی و اعتراضی آغاز شد و تا سالیان دراز ادامه یافت. اولین اعتراض، برخورد عبدالله بن عفیف[۱۲۸] با ابن زیاد و پس از آن قیام مردم سیستان بود. مردم مدینه نیز در اعتراض به واقعه عاشورا علیه یزید شوریدند که به واقعه حره شهرت یافت. پس از هلاکت یزید قیام‌ها ادامه یافت که قیام توابین، قیام مختار، قیام زید بن علی(ع) و قیام یحیی بن زید از آن جمله است. ابومسلم خراسانی نیز با توجه به قیام امام حسین(ع)، قیام سیاه جامگان را با شعار یا لثارات الحسین پایه‌ریزی کرد[۱۲۹] که به سقوط امویان انجامید.

قیام‌های علویان علیه عباسیان نیز همگی از قیام امام حسین(ع) الگو گرفتند، از جمله قیام محمد بن عبدالله علیه منصور عباسی، قیام ابراهیم باخمرا، قیام شهید فخ.

سیره و فضایل

نوشتار‌های اصلی: اهل بیت(ع)، اصحاب کسا، مباهله و آیه تطهیر
امام حسین(ع) سپیدچهره بود.[۱۳۰] گاه عمامه‌ای از خز[۱۳۱] و‌گاه عمامه‌ای سیاه بر سر می‌گذاشت.[۱۳۲] موی سر و محاسن خود را خضاب می‌نمود.[۱۳۳] در بیشتر منابع حدیثی و تاریخی و رجالی کهن از شباهت وی به پیامبر اکرم(ص) سخن گفته شده[۱۳۴] و در روایتی شبیه‌ترین فرد به پیامبر(ص) وصف شده است.[۱۳۵] در روایتی دیگر از امام علی(ع)، وی فرزندش حسین را شبیه‌ترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار، دانسته است.[۱۳۶]

نقش دو انگشتری او یکی «لااله الّااللّه، عُدَّهٌ للِقاءاللّه» و دیگری «ان اللّه بالغُ اَمْرِه» بود.[۱۳۷]

امام حسین(ع) پس از شهادت امام حسن(ع)، با وجود افرادی که به سن از وی بزرگ‌تر بودند، شریف‌ترین فرد از بنی هاشم به شمار می‌رفت[۱۳۸] و آنها در امور خویش با او مشورت می‌کردند و نظر او را بر رأی دیگران ترجیح می‌دادند.[۱۳۹]امام حسین(ع) ۲۵ بار، همراه با نزدیکانش، پیاده حج گزارد.[۱۴۰]

یعلی عامری از پیامبر(ص) نقل کرده است:[۱۴۱] 
حُسَینٌ مِنّی و اَنا مِنهُ، اَحَبَّ اللهُ مَن اَحَبَّهُ، الحَسَنُ و الحسینُ سِبطانِ مِن الاَسباط (ترجمه: حسین، از من است و من، از حسینم. خداوند دوست می‌دارد هر کس را که دوستدار حسین(ع) است! حسن و حسین دو فرزند از فرزندان انبیایند.)

از سلمان فارسی نیز نقل شده است: رسول خدا(ص)، حسین(ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می‌بوسید و می‌فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی؛ تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی؛ تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت‌های خدایی که ۹ نفرند و خاتم ایشان قائم ایشان است.[۱۴۲] ابوهریره نیز گفته است رسول خدا(ص) فرمود: هر کس این دو فرزندم –حسن و حسین- را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است.[۱۴۳]

دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان که معاویه می‌گفت حسین همچون پدرش علی اهل غدر و حیله نیست.[۱۴۴] عمرو بن عاص او را محبوب‌ترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان می‌دانست.[۱۴۵]

او همواره احترام برادرش، امام حسن(ع)، را پاس می‌داشت و در برابرش سخن نمی‌گفت،[۱۴۶] هیچ‌گاه جلوتر از وی راه نمی‌رفت و در جایی که هر دو حضور داشتند، در سخن گفتن، بر او پیشی نمی‌گرفت و اظهار نظر نمی‌کرد.[۱۴۷] حتی با اینکه بسیار بخشنده بود و در مدینه به جود و کرم شناخته شده بود[۱۴۸] اما در بخشش‌هایش نیز سعی داشت به امام حسن(ع) احترام گذارد. گفته‌اند محتاجی به نزد امام حسن(ع) آمد و از او کمک خواست، امام حسن(ع) مبلغی را به او کمک کرد. این مرد سپس برای دریافت کمک بیشتر نزد امام حسین(ع) رفت و امام(ع) پس از آگاهی از عطایای امام حسن(ع) جهت پاسداشت حرمت برادرش یک دینار کمتر از او به فقیر کمک کرد.[۱۴۹]

وی با مسکینان می‌نشست، دعوت آنان را می‌پذیرفت و با آنان غذا می‌خورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت می‌کرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمی‌کرد.[۱۵۰] اگر سائلی از او درخواست می‌کرد و امام در حال نماز بود، نمازش را کوتاه می‌کرد و هر چه در اختیار داشت، به او می‌داد.[۱۵۱] او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش رفتاری‌شان آزاد می‌کرد. گفته‌اند کنیزی را که معاویه همراه با اموال و لباس‌های فراوانی برایش هدیه فرستاده بود، در ازای خواندن آیاتی ازقرآن و سرودن شعری درباره فنای دنیا و مرگ انسان‌ها آزاد کرد و اموال را بدو بخشید.[۱۵۲] حتی یک بار یکی از غلامانش کار ناشایستی کرد که درخور عقاب بود ولی چون غلام آیه وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ (ترجمه: و از مردم در می‌گذرند)[ ۳–۱۳۴] خواند، او را بخشید؛ و چون غلام گفت: وَاللَّـهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (ترجمه: و خداوند نکوکاران را دوست دارد.)[ ۳–۱۳۴] امام او را در راه خدا آزاد کرد.[۱۵۳] وی دَین اسامه بن زید را، که در بستر بیماری افتاده و از پرداختش عاجز مانده بود، از جانب او پرداخت.[۱۵۴]

بنابه روایتی، زمین و اشیایی را که به او ارث رسیده بود، پیش از دریافت آن بخشید.[۱۵۵] دیه مردی را در ازای پاسخ به سه پرسش به طور کامل پرداخت و انگشتری‌اش را نیز بدو عطا کرد.[۱۵۶] بخشش او به حدی بود که زن و مردی یهودی به سبب این خلق نیکوی او مسلمان شدند.[۱۵۷] او به آموزگار فرزندانش مال و لباس بسیار بخشید و دهانش را از دُرّ پرکرد، در حالی که می‌گفت این جبران کننده تعلیم تو نیست.[۱۵۸] درباره حلم امام(ع) گفته‌اند که وقتی مردی شامی به او و پدرش ناسزا گفت، از او درگذشت و او را مورد لطف قرار داد.[۱۵۹] گفته شده است اثر انبان آذوقه‌ای که برای ایتام و مساکین بر پشتش حمل می‌کرد، در روز شهادت آشکار بود.[۱۶۰]

گفته‌اند هنگام توهین مروان به مادر امام(ع)، وی قاطعانه با مروان برخورد کرد.[۱۶۱] همچنان که در برابر سبّ امام علی(ع) از سوی امویان، به شدت واکنش نشان می‌داد.[۱۶۲]

سوگواری
عطار نیشابوری:
در تموز کربلا تشنه جگر
 
سربریدندش!چه باشد زین بتر؟
با جگرگوشه پیمبر این کنند
 
وانگهی دعوی داد و دین کنند!
کفرم آید هر که این را دین شمرد!
 
قطع باد از بن زبانی کاین شمرد!
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۴۳۰ق، ج۱۰، ص۳۲۷-۳۲۸.

نوشتار اصلی: سوگواری محرم

سوگواری محرم، مجموعه آیین‌هایی است که شیعیان (و گاه غیرشیعیان) در ماه محرم در سوگ شهیدان کربلا انجام می‌دهند. سوگواری در آغاز با گریه و شعرخوانی صورت می‌گرفت؛ اما رفته‌رفته مداحی، روضه خوانی، شمایل کشی، سینه زنی، تعزیه و جز آن به مراسم سوگواری افزوده شد. بیشتر این آیین‌ها در دورانآل بویه، صفویه و قاجار شکل گرفتند. بنابر برخی گزارش‌ها، اولین مرثیه خوانان بر حسین بن علی(ع) پس از واقعه عاشورا، زینب(س) و علی بن الحسین(ع)بودند.